پولدار بميريم يا فقير؟!
ساعت ٥:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱۱/۱٢  

پولدار بميريم يا فقير؟!

چند روز پيش ختم يک آدم پولدار رفته بودم! خيلی جالب بود تفاوتهای زيادی بين ختم پولدارها و فقيرها هست! از جمله:

در ختم پولدارها چهل تا دسته گل بزرگ (از طرف شرکتهای مختلف که خيلی همه ناراحت هستند!) از دم در تالار تا پشت سر سخنران گذاشته‌اند ولی در تالار ۲۰ نفر با کراوات مشکی نشسته‌اند!

در ختم فقير‌ها يک دسته گل مردنی، وسط شبستان مسجد گذاشته‌اند که آنرا هم فرزندان متوفی خريده‌ و به پدرشان تقديم کرده‌اند! در عوض ۲۰۰ نفر کف شبستان چهار زانو نشتند!

در ختم پولدار‌ها ۴۰ نفر از دم در تا اولين صندلی تالار ايستاده‌اند تا نسبت خود را با متوفی اثبات کنند، در حاليکه در ختم‌های فقرا فقط پسران متوفی زحمت ايستادن را بخود می‌دهند که گاهی هم به نوبت اين کار را انجام می‌دهند!

و اما وابستگان در جه يک چه می‌کنند؟!

در ختم پولدار‌ها مردها گريه نمی‌کنند و در عوض با بالا انداختن يک ابرو وانمود می‌کنند که به گذشته فکر می‌کنند،‌ در حاليکه به‌ آينده خوب خودشان فکر می‌کنند! و زنها نيز اشک‌های بسيار کوچک خود را به آرامی از زير عينک دودی با دستمال لسمين خشک می‌کنند!

امادر ختم فقرا .... مردها به گذشته فکر می‌‌کنند و به بدبختی آينده و برای بدبختی خود و متوفی گريه می‌کنند. و اما زنها شيون می‌کنند! قش می‌کنند!  نفرين می‌کنند! با خدا حرف می‌زنند! اوه ....

در ختم پولدارها به تازگی يک دوربين مدار بسته جمعيت را زير نظر می‌گيرد و تصوير حاضرين را روی يک پرده بزرگ بخش می‌کنند! بنابراين حضار بايد بسيار موقر بنشينند روی صندلی و فقط گاهی می‌توانند با ريش پروفسوری خود بازی کنند ولا غير!

اما در ختم فقر! چون همه رو به منبر روی زمين نشسته‌اند! می‌توان چرت زد! می‌توان به خزعبلات آقا خنديد! می‌توان با يک دوست قديمی گفت و گو کرد! می‌توان ميوه خورد و ...

اما گلهای پولداری هر روز بهتر می‌شود! وسط گلها شمع می‌گذارند! نخل می‌کارند! حتما درآينده گلهای عزادار به بازار می‌آيد که سينه می‌زنند! شايد هم شاگرد گل فروش را وسط گل بنشانند تا گريه کند و به سر خودش بزند!

شما چطور فکر می‌کنيد؟

ختم پولداری بهتر است يا فقيری؟

اصلا پول بهتر است يا فقر! علم بهتر است يا ثروت؟ عشق بهتر است يا دوستی؟ خاک بهتر است يا سنگ؟ انرژی هسته‌ای بهتر است يا صلح؟ اينترنت بهتر است يا اينترانت داخل کشور؟! که هيچ کار ديگه‌ای با انيترنت نتوان کرد جز وبلاگی نويسی؟! خرزو خان آمده بايد بروم؟<<<<<<<>>>>>>>

 


کلمات کلیدی: