عشق در کوچه‌ی بچگی
ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٢/٢  

در پس کوچه‌ی تابيده و باريک و دراز!

که از آن نور به سختی گذرد!

در کف خانه‌ی بشکسته موزائيک کثيف!

روی ديوار که موران همه قايم بشوند!

مارمولک به کمين پشه‌ی ولگرد است!

يک نوشته پيداست!

کودکی با اميد!

يک دو خط بنوشته!

عشق در خط کلاس اوليش موج زند!

الفی نستعليق! نون آن بشکسته!

دل او شاد شده!

اندر آن لحظه که با ترس زياد!

با زغال دزدی، روی ديوار حياط بنوشته!

عشق من رويا جان!

و به ديگر خط، پايين:

«اين يادگار منست          هر که بخواند .........»


کلمات کلیدی: