هيچ حسرت نخوريد!
ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٢/٤  

گر كبوتر ديديد!

كه تنش را به هوا بسپرده!

بال بگشوده و آزاد به هر سو برود!

هيچ حسرت نخوريد!

 

باز را مي‌بيني؟ گرد او ميچرخد!

روبهي آن سو تر به كمين مي‌گردد!

 

و كبوتر در پرواز

پي يك مزرعه‌ي تازه به كشت

كه بجويد تخمي چند كه برون گشته ز خاك

نگران جوجه است!

كه به كنج لانه!

به كسي نسپرده!

 

هيچ حسرت نخوريد!

 

باز او را خواهد خورد؟

 

و دعايي بكنيد كه كبوتر بپرد!

پيش از آني كه به خون غلت خورد!

 

پس دعايي بكنيد!


کلمات کلیدی: