در سوگ آزادی مطبوعات
ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٦/٢۸  

ما ميخواستيم از درختها كاغذ و قلم بسازيم
بنويسيم تا بمونيم پشت سايه جون نبازيم

آينه ها اونجا نبودند كه ببينيم كه چه زشتيم
رو درخت با نوك خنجر زنده باد درخت نوشتيم

زنگ خوش صداي  تفريح واسمون زنگ خطر شد
همه ي چوباي جنگل دسته ي تيز تبر شد

.....

(شعر : یک نفر غیر از من )


کلمات کلیدی: