تقديم به خواهرم به كيش مي‌رود!
ساعت ٤:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢٧  

اي كه به كيش ميروي
از بر من برو، برو

بر من بيخرد بخند
از بر من برو، برو

چون كه به آب ميروي
مست و خراب ميروي
شادٍ جت اسكي چون شدي
ياد مرا ز دل مبر
ليك برو، جلو برو


چون بر كشتي‌‌ی بزرگ
شاد شدي گه غروب
ياد اسير را مكن
شاد بزی، برو برو

بر سر ميز چون روي
خوب بخور، برو جلو
ليك به ياد ما بخوان
فاتحه‌اي پس از چلو

گاه سفر به زير آب
ماهي اگر برت گذشت
دست بزن به بال او
یاد مکن ز بال من
باز برو جلو، جلو

تحفه اگر برای من
نیست، بدان ز بخت من
هیچ غم مرا مخور
شاد بخر، برو، برو


کلمات کلیدی: