عجب جنگ باحالي بود!
ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/٧  

يكي از مشكلات ما ايراني‌ها اينست كه تاريخ را (و نه درس تاريخ را) درسي مسخره مي‌دانيم كه بايد در سال‌هاي تحصيل بخوانيم و حفظ كنيم و نمره‌ي قبولي بگيريم تا به كلاس بالاتر برويم!

معلم تاريخ...؟ هركسي كه سواد خواندن و نوشتن داشته باشد، خوب است! بيايد!

امتحان تاريخ است، يك نفر ممتحن براي سالن كافيست!

در كنكور هم ضريبي ندارد!

سخت نگيريد!

اما تاريخ، يعني قوه‌ي بصيرت يك ملت! يعني چه بوديم! چه شديم! چرا اينگونه شديم؟

و بقول دكتر صادق زيبا كلام : ما چگونه ما شديم؟

اما موجودي بنام تاريخ، در مملكت ما مشكلات ديگري نيز براي زيستن دارد!

هنوز بحث در مورد شيخ فضل الله نوري بايد با احتياط انجام شود؟ بالاخره يك بزرگراه هستند ايشان! كار بدي كه نمي‌توانند كرده باشند!

در بازديدي كه از مركز اسناد ملي ايران داشتيم! مسئول تحويل مستندات كه فقط وظيفه‌ي تحويل مستندات را دارد با افتخار از زرنگي خود اينگونه مي‌گفت:

آقا بعضيا ميان اينجا، مثلا ميگن، ما ميخوايم راجه به مشروطه تحقيق كنيم! بعد ما از مداركي كه ميگرن ميفهميم نه آقا! قصد اصلي يارو اينه كه راجع به رضا شاه ميخواد مطلب در بياره! و ما مچش را ميگيريم!

بنابراين شما امروز نمي‌توانيد حتي به سادگي راجع به رضا خان تحقيق كنيد كه شصت و پنج سال است از سلطنت خلع  شده است.

راجع به مصدق، راجع به كاشاني، راجع به تصميمات درست و نادرست آقاي ... در سي سال پيش

خب ديگر بفرما بالا! از انقلاب به بعد كه اصلا فكرش را نكن!

همه درست بوده! بعد از انقلاب چيزي بد نبوده!

جنگ كه خيلي خوب بود! خوب كاري كرديم و پيروز شديم!

و چقدر شيرين و لذت بخش بود!

بچه‌ها در جبهه بودند!

مادران پشت جبهه آش درست مي‌كردند و پول آنرا براي رزمندگان مي‌فرستاند!

در مدارس كمك‌هاي مردمي جمع مي‌كردند!

دائم پيروز مي‌شديم!

هي خرمشهر را آزاد مي‌كرديم!

هي فاو را آزاد مي‌‌كرديم! (چگونه ما خاك دشمن را آزاد مي‌كرديم؟ بماند!)

سرود ميخوانديم!

دائم آن آقاي صدا مخصوص، اعلام پيروزي رزمندگان را ميكرد! (شنوندگان عزيز توجه فرماييد به گزارش واصله از ....)

امداد غيبي مي‌شد دائم  (يكي از سوالات خبرنگاران جنگ از رزمندگان، مشاهده‌ي امداد‌هاي غيبي بود)

خيلي خوب بود!

اما معلوم نشد كه، چرا ما كه پيروز شديم! ناراحت شديم در تابستان ۶۷ و كاممان اينقدر تلخ شد!

و امروز باز به استقبال جنگي ديگر مي‌رويم بدون آنكه واقعا بدانيم اشغال سفارت آمريكا چقدر هزينه براي اين مملكت داشت!؟

جنگ چه ارتباطي با اشغال سفارت آمريكا داشت؟!

ادامه‌ي جنگ به نفع چه كشورهايي تمام شد؟

اشتباهات تاكتيكي و سياسي ما چه بود؟

چقدر امكان داشت از وقوع جنگ جلوگيري كرد؟

چقدر ممكن بود از ادامه‌ي جنگ جلوگيري كرد؟

و .....

بنابراين امروز هم نمي‌دانيم چه بايد بكنيم و چه نبايد بكنيم؟

مانند كودكي كه هر روز، خاطرات روز قبل را فراموش مي‌كند و هر روز بدن او به بخاري داغ كنار اطاق مي‌سوزد! و هيچگاه در خاطر او ثبت نميشود كه بخاري داغ است!

پ ن :معلم‌هاي تاريخ من البته در تمام طول تحصيل دو نفر بودند! يك نفر راهنمايي و يك نفر هم در دوره‌ي دبيرستان! و بسيار با سواد! (آقاي قدوسيان و آقاي مهيار يادشان بخير)


کلمات کلیدی: