خشت قدیم را سنگ خلا کردند!

مرحوم جده‌ی من (مادر مادر بزرگم) بسیار شخصیت جالبی داشت، از جمله وقتی می‌خواست فرسودگی عقاید و رسوم قدیم را تصویر کند می‌گفت:

مادر،‌ خشت قدیم را سنگ خلا (توالت) کردند، رفت پی کارش!

دیروز به مناسبتی این گفته‌ی او را به شعر  نو تبدیل کردم و تقدیم می‌کنم به خواهر عزیزم، و البته توضیح آنکه منظور از خشت به احتمال زیاد خشتی است که موقع وضع حمل، برای قرار دادن نوزاد روی آن استفاده می‌کردند! و باید در این خصوص قدری تحقیق کنم

هیچ میدانی
که چه شد خشت قدیم

دیده‌ای کنج حیاط
آن اتاق کوچک
که مبالش نامند

خشت زندانی این محبس تنگ است کنون

تا بماند و نبیند ایام
و نداند که چه شد عصر اتم
که دگر هیچ نبیند ز جهان

و فقط بشنود آن صوت حزین

پس دگر طفل نیافتد کف او
چه غم انگیز بود عاقبتش

/ 1 نظر / 6 بازدید
مریم پارسی

این روزها بی خاطره و تلخ و تلخ می گذرد در حالی که هیچ هیچ هیچ امیدی و هیچ هیچ هیچ رنگی برای فردا وجود ندارد. میان خنده و گریه مانده ایم. گاه می خندیم و گاه می گرییم به روزگاری که چه مضحک می گذرد بر ما.