داستان من و شیوا

داستان‌های من و شیوا (دختر کوچولوی من) همچنان ادامه دارد:

من و شیوا در تخت خواب شیوا ساعت 11:30 شب

شیوا: بابا کی می‌ریم برج میلاد

من: میریم بابا!

بلیط گرفتی: نه بابا! هنوز نه!

شیوا: کی میگیری!

من: باید تلفن بزنم، بپرسم!

شیوا: بابا میشه منم تلفنی با رییسشون حرف بزنم!

من: چی‌ می‌خوای بگی بابا!؟

شیوا: بابا جان! (باصدای بلند و کمی عصبانی) می‌خوام بگم، چرا اینقدر پارازیت می‌اندازید رو تلوزیون مردم، من برنامم را نمی‌تونم ببینم، مشکلتون چیه! آخه بابا جونٍ من این چه کاریه!..... آخه آقای ..... که دروغ نمیگه، میگه شما از اونجا پارازیتا را میندازین رو کانالای مردم!

من: خیلی خب بابا، بخواب حالا! چشماتو ببند بخواب!

شیوا: بابا، یعنی چی من هرچی می‌گم شما میگی: بخواب، بخواب، بخواب! (با حرص)

من (در دلم می‌گویم): چون به ما هم همین را می‌گویند! چشم‌هاتون را ببندید و بخوابید! 

/ 7 نظر / 21 بازدید
فاطیما

مطمئنی این حرفارو شیوا کوچولو گفته؟[چشمک]

كاوه پارسي

براي فاطيما: ممنونم از كامنت شما! شيوا يك بار، با صدا سيما در مورد قطع برنامه كلاه قرمزي در عيد نوروز امسال تماس گرفت (با تلفن گوياي 162) و اعتراض خودش را نسبت به قطع آن اعلام كرد!( البته من شماره گرفتم، از بس غر مي‌زد!) و از قضا، با درخواست حاج حسن خميني قرار شد برنامه‌ها‌ي نوروزي كه به خاطر فوت همسر امام خميني، قطع شده بود، روال عادي پيدا كند. بعد از آن مسئله شيوا تصور مي‌كرد كه تلفن او و ساير مردم مؤثر بوده و صدا سيما ادامه‌ي كلاه قرمزي را پخش كرده! بنابراين اين توهم همچنان ادامه دارد و براي خيلي كارها فكر مي‌كند اعتراض مؤثر است! و متأسفانه يا خوشبختانه، هنوز مثل من و شما نفهميده كه در اين مملكت "آنچه به جايي نمي‌رسد فرياد است"! بله، اينها حرفهاي شيواي پنجسال و نيمه است!

مریم

برای شیوا و نسل هم پای او شیوایی ورسایی و روشنی و روشنگری آرزو می کنم. گر چه شب تاریک است...!

؟

خیلی شعار میدی آقای ادعا

مینا

وای خدااایااااا. کسایی که باور نمیکنن این حرف شیواست. کسایی هستند که این خانومو ندیدن و اگه میدیدنش و تصوری از لحن صحبت کردنش داشتن .الان مثل من کلی می خندیدن .( این لهجه خاصش واقعا ستودنیه)

كاوه پارسي

يك نكته: ما كانال 2 به بعد را از تلوزيون نمي‌توانيم بگيريم ( احتمالا به دليل ساختمان بلندي كه بين ما و آنتن صدا و سيما هست)! و يك برنامه هم روي ماهواره جام جم بود كه شيوا مي‌خواست ببيند ولي آنرا را نتوانست در ماه رمضان ببيند!

مریم

به روز نمی کنید استاد؟