اي فرياد! اي فرياد!

خانه ام آتش گرفته ست ، آتشي جانسوز
هر طرف مي سوزد اين آتش
پرده ها و فرشها را ، تارشان با پود
من به هر سو مي دوم گريان
در لهيب آتش پر دود
وز ميان خنده هايم تلخ
و خروش گريه ام ناشاد
از دورن خسته ي سوزان
مي كنم فرياد ، اي فرياد ! اي فرياد

خانه ام آتش گرفته ست ، آتشي بي رحم
همچنان مي سوزد اين آتش
نقشهايي را كه من بستم به خون دل
بر سر و چشم در و ديوار
در شب رسواي بي ساحل
واي بر من ، سوزد و سوزد
غنچه هايي را كه پروردم به دشواري
در دهان گود گلدانها
روزهاي سخت بيماري
از فراز بامهاشان ، شاد
دشمنانم موذيانه خنده هاي فتحشان بر لب
بر من آتش به جان ناظر
در پناه اين مشبك شب
من به هر سو مي دوم ، گريان
گريان ازين بيداد
مي كنم فرياد ، اي فرياد ! اي فرياد

واي بر من ، همچنان مي سوزد اين آتش
آنچه دارم يادگار و دفتر و ديوان
و آنچه دارد منظر و ايوان
من به دستان پر از تاول
اين طرف را مي كنم خاموش
وز لهيب آن روم از هوش
ز آندگر سو شعله برخيزد ، به گردش دود
تا سحرگاهان ، كه مي داند كه بود من شود نابود
خفته اند اين مهربان همسايگانم شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا مشت خاكستر
واي ، آيا هيچ سر بر مي كنند از خواب
مهربان همسايگانم از پي امداد ؟
سوزدم اين آتش بيدادگر بنياد
مي كنم فرياد ، اي فرياد ! اي فرياد ...

مهدی اخوان ثالث

/ 11 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سيد عليرضا شمس نيا

سلام ضمن بازدید از وبلاگ خوبتان برایتان و آرزوی توفیق بیشتر با مطلب فرزند چندم خانواده هستيد؟ در وبلاگ شـمـسـه منتظر پیامتان هستم

pezz

سلام دكتر! چي شده؟ غمتِ نِبينُم! زنگ بزنم آتيش نشاني؟

كاوه

باور كن يك خطش نيست كه وصف حال من نباشد! مي‌داني اهل شكايت و شكوه نيستم اما ...

رايان

دوست بسيار خوب من کاوه فقط يه چيزی رو اشتباه ميکنی عزيزم مهربان همسايه ديگه تموم شد نه که نيست ولی اونم گرفتار آتيش خونه‌ی خودشه شايد اونم منتظر اينه که ببينه تو سر برمياری از خواب !! اينجا بايد بگيم يادش بخير تو کوچمون ده تا خونه بوديم مثل يه خانواده من مريض ميشدم خانوم همسايه ميبرد دکتر مشکلی برا اونا پيش ميومد پدر من کارشون رو درست ميکرد بی درخواست بی بهانه بی منت الان تو مملکت گل و بلبل خبر از درد هم نداريم فهميدم ياد چی بخير آره والا يادم رفته بود و ايکاش يادم نميومد راحتتر بودم يادش بخير

كاوه

رايان عزيز نمي‌دانم چند سال داري؟ ولي خيلي جديد نيستي! باور كن به داد همه‌شان رسيده‌ام! همسايه‌اي نيست كه ... اما ... ممنون از كلامت! لااقل با كلامت به داد همسايه‌ات رسيدي در اين وانفساي بي هرازي ...

كاوه

وانفساي بي همرازي ببخشيد

آفتاب

دلت نسوزه کاوه جان!

هترا

چقدر تو آرشیوتون دنبال یک یادداشت از ملاقاتامون گشتم! گمونم سطح توقعم مثل گلبولام بالا رفته!!!

كاوه

سلام هترا! چه عجب! پيش از اين و بيش از اين منتظر شما بودم! اگر اشتباه نكرده باشم! و اگر اشتباه نكنم حداقل يك يادداشت در مورد ملاقتهايمان وجود دارد كه قبلا تقديم كردم! اگر هم اشتباه مي‌كنم كه نمي‌دانم به هر حال خوش آمديد! به اين سراي ...