آیا شهوت فقط جنسی است؟

شهوت را در لغت به صورت زیر تعریف کرده‌اند:

آرزو. (مهذب الاسماء). آرزو و میل و رغبت و اشتیاق و خواهش و شوق نفس در حصول لذت ومنفعت . (ناظم الاطباء). آرزو و شوق نفس در حصول لذت و منفعت

:از لغت‌نامه دهخدا

اما معمولا شهوت در ذهن‌ها شهوت جنسی را متبادر می‌سازد. فلذا صفت زشت شهوت‌ پرستی نیز به کسی اطلاق می‌شود که بنده‌ی شهوت جنسی خود باشند.

اما بنا بر تعریف فوق شهوات دیگری نیز وجود دارد و شهوت پرستان دیگری نیز هستند که از جمله به جاه طلبان می‌توان اشاره نمود و جاه طلبی بنا به تعریف عبارت است از:

 جاه طلب . [ طَ ل َ ] (نف مرکب ) جاه طلب کننده . جاه جوی . مقام خواه . منصب جو. آنکه بهر کاری و هر چیزی برای رسیدن بمقام و منصب تن دردهد. رجوع به جاه شود.


با این تعریف نگاهی می‌کنیم به سلاطین، شاهان و رؤسا و مدیران مملکت خودمان، ما عادت داریم شاهان را در دو گروه خوب و ساده زیست و شاهان شهوت‌پرست، تجمل‌گرا و بد دسته بندی کنیم!

ولی آیا به راستی الزاما، جاه طلبی یک نفر همراه با شهوت‌پرستی (به خصوص جنسی) و تجمل‌گرایی باید همراه باشد، یعنی نمی‌شود کسی روی زمین بنشیند، ولی شهوت‌پرست باشد، یک نفر میل شهوانی نداشته باشد ولی جاه طلب باشد، چرا نمی‌شود؟! می‌شود:

آقا محمد خان قاجار، یک نفر خواجه (فاقد خصوصیات جنسی مردانه) بود که عمر خود را نیز نه در کاخ و تجمل که در جنگ و خونریزی سپری کرد و نهایتاً نیز در سفر جنگی کشته شد! بی تردید وی یکی از جاه‌ طلب‌ترین و سفاک ترین سران مملکت ما بوده است که در عین حال بسیار شجاع و جسور نیز بوده است.

چنگیز خان، مردی بود که در تمام جهانگشایی خود با هیچ زن غیر مغولی هم‌بستر نشد و هیچ کاخی برای خود نساخت و عمر خود را در چادر و روی اسب سپری کرد و دنیا را به خاک و خون کشید و شهوت قدرت و جهانگشایی وی سیری ناپذیر بود!

و هیتلر مردی که تمایلات جنسی وی زیر سؤال است و قطعا زندگی راحتی برای خود تعریف نکرده بود، بلکه رسالتی جهانی با سختی فراوان را برای خود و هم‌رزمان خود تعریف کرد! و نهایتاً نه تنها کشور خود که بسیاری از کشورهای دنیا را به نابودی کشاند!

بنابراین قرار نیست همه‌ی افراد شهوت پرست مانند فتحعلی شاه قاجار و ناصر‌الدین شاه و ...  باشند که حرمسرا و هزاران زن دارند و در ناز و نعمت زنندگی می‌کنند!

رؤسای شهوت پرست کسانی هستند که برای رسیدن به تمایلات جاه‌طلبانه خود و یا رسیدن به شهوات خود کارهای غیر اخلاقی‌ای مانند حیف و میل اموال عمومی، بذل و بخشش در راه رسیدن به شهوات خود، دروغ و حذف فیزیکی و یا حیثیتی رقبای خود بپردازند و هر کسی که مقابل دسترسی وی به شهواتشان بایستد را به هر نحو نابود می‌کنند!

پس اینکه کسی نان و پنیر بخورد، روی زمین بنشیند یا بخوابد، لباس پاره بپوشد و هر کار دیگری بکند، نه دلیل بر خوبی اوست و نه برای مردم نان و آب می‌شود. مهم چیزی است که ترویج می‌کند که اگر دروغ و بد اخلاقی و فساد و کلاهبرداری باشد مهم‌ترین ضرری است که به مملکت وارد می‌شود!

رشد اقتصادی بالا می‌رود، تورم هم یا زیاد می‌شود یا کم! مردم هم یا با کار می‌شوند یا بی کار!

اما ترمیم اخلاق یک ملت بسیار دشوار است!

/ 11 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی

(ادامه) ما فقط اعتراض می‌کنیم.(هر چند شناخت آن چه اشکال می‌پنداریم بسیار خوب است) اما چه سود وقتی راهکاری نباشد. همان طور که فرمودید اخلاق در حال سقوط و نابودی است...به هر حال با دیدگاهی خوشبینانه می‌توان تمام این اعتراضات به وضع موجود را نوعی قرار گرفتن در مسیر "روشنگری و بیداری" دانست و امیدوار بود که ما نیز روزی به آن چه کمال و سعادت می‌پنداریم برسیم(فقط خدا کند اگر روزی به آن مرحله رسیدیم مثل همیشه به سرعت پشیمان نشویم و حسرت گذشته را نخوریم) مطمئن باشید نوک پیکان آن چه گفتم اصولا و ابتدائا به سوی شخص خودم خواهد بود و از آن چه گفته شد سو, تعبیر نشود. موفق و پیروز باشید.

كاوه پارسي

يك ساعت يك جواب نوشتم! ارسال كردم،‌ خراب شد! فردا دوباره مي‌نويسم! با تشكر از خواننده بي نام

خواننده بی‌نام!

جناب آقای پارسی.سلام فرداهای شما همیشه این قدر دیر می‌رسد.[نیشخند]

کاوه پارسی

بله! با عرض پوزش از تأخير‌هاي هميشگي من! عرض شود كه بنده در اين وبلاگ تا به حال پست جدي يا ننوشتم يا خيلي كم نوشتم! علت اين كه اين پست را جدي نوشتم اين است كه از وضعيت فعلي واقعاً احساس خطر مي‌كنم! من به عمر خود نديده‌ بودم كه كسي از قول مراجع در تلوزيون و روزنامه دروغ بگويد و بنويسد! من به عمر خود نديده بود كه شخصي هم پايه رييس جمهور بگويد مرا حاله‌اي از نور احاطه كرده بود و بعد هم منكر شود! وزيري مدرك جعلي ارائه كند و .... بعد هم از او تقدير شود و ... ولي خطرناك تر از همه‌ي اينها اين است كه باز هم عده‌اي قابل توجه از مردم اين شخص را دوست داشته باشند! و اين شخص بخواهد رهبري جهان را به عهده گيرد و اين شخص سالي 80 ميليارد دلار درآمد نفتي داشته باشد و از همه نوع حمايت نيز برخوردار شود! بنابراين وضعيت فعلي با وضعيت‌هاي قبلي قابل مقايسه نيست! اين است كه من مانند اندك پست‌هاي خيلي قبل خود اعلام خطر مي‌كنم ولي اين بار جداً اعلام خطر مي‌كنم! ما نمي‌توانيم منتظر شخصي شويم كه با كوله‌باري از فضيلت خالص سوار بر اسب صداقت از دشت‌هاي يكرنگي بيايد، هرچند به نظر من چنين شخصي نيز هم اكنون در جامعه ما هست ولي او ك

کاوه پارسی

ولي او كه نمي‌تواند كانديدا شود! پس كمالگرايي را كنار بگذاريم و براي تغيير وضع موجود حتي به اندازه چند قدم اقدام كنيم! حالا هي من مي‌خواهم در لفافه حرف بزنم، شما مجبورم كنيد كه علني بگويم، تا آخر سر، سر از اوين در بياورم! شما بي نام، بنده هم دور از جانم .... پيشاني سفيد!

کاوه پارسی

براي يك نفر سحر خيز ببخشيد بنده نتوانستم سايت شما را پيدا كنم! يا پير شدم يا اشتباه شده ... لطفا مجدداً آدرس خودتان را بگذاريد

1.سلام 2.خواهش می‌کنم. این روزها همه گرفتارند.ولی این که همیشگی است...در هر صورت ممنون که وقت گذاشتید 3."هاله" نه "حاله" 4.بله!خطری که می‌فرمایید جدی است.(این قدر که شما جدی بنویسید!)اما آیا فرمایشات شما با عرایض من منافات دارد؟؟من هم مثل شما معتقدم باید قدم برداشت(هر چند کوچک). اما باورم بر این است مشکلات ما اینقدر ریشه‌ای و در طول زمان با زندگی ما عجین شده که در حال حاضر مطمئن نیستم این قدمهای کوچک بتواند کار چندانی پیش ببرد.(البته انکار نمی‌کنم این حرف شائبه کمال طلبی دارد):"عادت نداشتن به تامل و تفکر" برای حل این اشکال بزرگ زمان درازی نیاز هست. به هر حال مطمئنا راه‌های طولانی هم در نهایت با همین قدم‌های کوچک آغاز می‌شود. مهمترین و اصلی‌ترین قدم را هم باید در مورد خورمان و محیطی که می‌توانیم نسبت بدان تاثیرگذار باشیم،برداریم.(من به بلند مدتش فکر می‌کنم وگرنه امروز که داره می‌گذره!) 4یعنی همه اینها که فرمودید در لفافه بود دیگه!! 5-امیدوارم هیچ کدام سر از اوین درنیاوریم.در این محیط بی‌نام و با نام و ....تاثیر به سزایی ندارد.

کاوه پارسی

3. بنده در مورد كلمه هاله شك كردم و مطابق سنت خودم كه فهميدم اشتباه است در گوگل جستجو كردم براي "حاله نور " 7.660.000 صفحه پيدا شد كه فكر كنم همه راجع به رييس محترم جمهوري است و براي "هاله نور" 222.000 صفحه و اين آمار بنده را به اشتباه انداخت در ضمن آقا محمد خان هم اشتباه است و آغا محمد خان درست است و بنده اعتراف مي‌كنم قسمت ديكته‌ي مغز من كمي ايراد دارد و اين هميشه تفنني براي برادر بزرگترم نيز هست! 1. از نظر، دقت و حوصله شما ممنونم اين روزها كسي حوصله‌ي مطلب جدي و به خصوص طولاني خواندن را ندارد!

همان خواننده بی‌نام!

3.در مورد آغا محمد خان: خیر. تا آنجا که من می‌دانم اشتباه نیست! لقب "آغا" نوعی به سخره گرفتن وی بوده است به جهت وضعیت جسمی خاصی که داشته...ولی به تدریج تبدیل به "آقا" شده. 1.خواهش می‌کنم.شاد و پیروز باشید

موش موشک

یک سوزن به خودتان بزنید اول بعد انتقاد بفرمایید