مصاحبه با کاوه پارسی در سال 1437 (قسمت چهارم - دوران پس از اصلاحات)دو

 

گاهی اوقات فکر می‌کنم من جزو آخرین کسانی ‌خواهم بود که انقلاب اسلامی ایران را در ذهن خود خواهند داشت، چون من در ۱۳۵۷ هفت - هشت سال داشتم!

قطعا بچه‌های کوچکتر چیزی یادشان نیست و بزرگترها نیز قاعدتا قبل از من دنیا را ترک خواهند کرد!

پس  در بهمن ۱۴۳۷ من در سن هشتاد و هفت سالگی (اگر زنده باشم) سوژه‌ی خوبی برای مصاحبه هستم! و این بخش چهارم از مصاحبه من خواهد بود:

خبرنگار: آقای مهندس با سلام خدمت شما خواستم در این جلسه از دوران پس از اصلاحات بفرمایید

کاوه 1437: اولاً من از اینکه گاهی عصبی می‌شوم عذر می‌خواهم، دخترم ما سالهای سختی را پشت سر گذاشته‌ایم، ایران اینطور که شما امروز می‌بینید نبوده، گاهی می‌ترسیم و انکار می‌کنیم من شما را مثل دختر شیوا جان دوست دارم!

و اما در مورد سؤال شما! عرض شود که، پس از اصلاحات دورانی بود که نامی نداشت! یعنی دوران‌های بعد از انقلاب 1357، اول انقلاب بود، بعد جنگ! بعد زمان ریاست جمهوری آقای هاشمی دوران سازندگی نام گرفت، زمان آقای خاتمی اصلاحات و بعد از اصلاحات دیگر اسمی نداشت، یعنی سه دوره‌ی آقای احمدی نژاد نامی نداشت! در این دوره به تدریج همه چیز دگرگون شد! اقتصاد، سیاست خارجی، فرهنگ، حتی کتابهای درسی! بخصوص بعد از ایشان!

خبرنگار: کتابهای درسی چه تغییری کرد!

کاوه 1437: محتوای کتاب‌های درسی تغییر کرد، اساساً مبنای کتاب‌ها تا قبل از این دوران مبانی غربی و جهانی بود بعد از این دوره مثلاً ده واحد درسی در دانشگاه اضافه شد به نام دیکتاتورهای مصلح! در مهد کودک‌ها شعر می‌خواندند:"دیکتاتوری چه خوبه، .... " و ....

خبرنگار: جداً می‌فرمایید؟

کاوه 1437: شوخی ندارم با شما دخترم!

خبرنگار:  ببخشید! خب بعد چی شد؟

کاوه 1437: بله، بعد از آن الگوی اقتصادی عوض شد، همه چیز گران شد! آب، برق، گاز ، بنزین و ... دولت اعلام کرد ما همه چیز را گران می‌کنیم ولی کسی حق ندارد چیزی را گران کند! از این زمان به بعد زمان فتانگی بود!

خبرنگار: اصولا ریشه عبارت فتانگی در سیاست ما چه بود؟!

کاوه 1437: این نامی بود که بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 به وجود آمد! انواع فتنه‌ها در کشور بوجود آمد! فتنه سبز! فتنه سیاسی! فتنه فرهنگی! فتنه اقتصادی! فتنه سینمایی! فتنه قومیتی! و فتنه زنانه

اوائل به کسانی که اعتراض می‌کردند فتنه‌گر می‌گفتند، بعد ها به فیمنیستها (فتنه گران زن) فتانه گفتند و چون جنبش زنان بیشتر پر رنگ شد کلاً به همه می‌گفتند فتانه! مرد و زن! می‌خواستند مردها را هم تحقیر کنند! یک عده از مردها هم گفتند حالا که اینطور شده اصلا ما خودمان می‌گوییم فتانه هستیم! قیامتی بود!

بعد از آن سخنرانی که عرض کردم آقای خاتمی کرد (قسمت سوم)، این گروه خودشان را فتانگان مشروطه‌خواه نامیدند!

خبرنگار: چه جالب! پس فتانگان از این جا شروع شد!؟ شما هم بودید

کاوه 1437(با خنده):  کجا بودم؟ خب وقتی الان هستم آن موقع هم بوده‌ام دیگر!

خبرنگار: نه ببخشید منظورم جزو همین فتانگان است؟!

کاوه 1437: من هیچ‌جا نبودم! من اصلاً کجا بودم؟ شما سؤال کردی من هم گفتم! درست یادم نیست! من جایی نبودم! من به نظام پایبند بودم! من پرونده‌ام هست کاری نداشتم به این کارها

خبرنگار: خواهش می‌کنم خودتان را اذیت نکنید!

کاوه 1437: مگر من خود آزارم که شما میگویید خودتان را اذیت نکنید؟!

خبرنگار: نخیر منظوری نداشتم! عذر می‌خواهم! خواهش می‌کنم بقیه بحث بماند برای دفعه‌ی بعد!

کاوه 1437: مانعی ندارد!

ادا....مه دار....د!

/ 7 نظر / 20 بازدید

پس آخرش اينجوري ميشه اين مملكت؟![نیشخند]

ماشا

سلام دوست من. به روزم و منتظر دیدار عزیزت.

آقاي مهندس ديگه نمينويسي كجايي؟

سیبیب

تصمیم ندارید به روز کنید این وبلاگ بی نوا را!

گویا وبلاگتون با مشکلی روبروست!

آدمك

من يك آدمك تنهايم وبلاگم نوپاست مرا حمايت كنيد با نظراتتان.... هم اكنون منتظر ياري سبزتان هستم اهداي نظر يعني اهداي زندگي [شوخی]