جنگ رقص با عفت!

تعجب کردید از این عنوان؟! چون شما همیشه فکر کردید که رابطه‌ی رقص با عفت این است که، عفت می‌رقصد! اما بخوانید .....

دو هفته‌ای هست که لیستی از دوستان در موبایلم درست کرده‌ام و برای آنها پیامک (اس ام اس) می‌فرستم! (کار هرگز نکرده)
امروز صبح از یکی از دوستان دور پیامکی به این شرح دریافت کردم:

شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتی ....
اما حالا که به آن دعوت شده‌ای تا میتوانی زیبا برقص....

خوشحالم که نه با رفیقی چون شما همفکرم، نه با مانکن‌های خیابان گرد؟!

کاملا شوکه شدم!
برای او نوشتم:
دوست عزیز .....
ارزش و حرمت رفاقت بیش از آن است که بر سر رقابت دو نفر دیگر به این حرف‌ها بیالاید!
اگر هم فکر نیستیم لازم نیست همدیگر را با مانکن‌های خیابانی مقایسه کنیم!

کافی بود یک اس ام اس برای من بفرستید و بنویسید : "من در این مسئله با شما مخالفم" یا هر نوشته‌ی دیگری با این مضمون! تا بنده هم برای شما دیگر اس ام اس نفرستم!
زنده باد رفاقت!

پاسخ دوست من اما چنین بود:
عزیز دلم منظور من هم فکر بودن بود ولا غیر.
به هر حال در هر صورت عذر خواهی نموده و به شما عرضه می‌دارم که این رقابت بین دو نفر نیست که حتی شاید رفاقتها و ناموسمان بر سرش از بین برود!
بلکه این انتخابات، جبهه‌ی جنگ است نه انتخاب.
جنگ بین:
قدرت با حکمت
رقص با عفت
مانکن با چادر
رذالت با شهادت و شهامت
کوتاهی با بلندی
(...) با مردی
هاشمی با مردمی نشاط
سبزه میدان با سیدالشهدا
هیاهو با عزت
......
حال انتخاب با توست که در کدام جبهه بجنگی
بهر حال بدانیم که روزی پاسخگو جنگیدنمان خواهیم بود ... تا روز حساب
دوستت دارم!

و اما من پاسخ دادم:
1. منون خواهش مخلص
2. حرفهای شما مرا به به یاد انتخابات ریاست جمهوری سال 76 بین ناطق و خاتمی انداخت، آن زمان هم همین جنگ‌ها که شما فرمودید بود [و حامیان بلند مرتبه ایشان، هم همین‌ها که الان حامیان آقای احمدی نژدا*]
اما حالا ایشان دزد معرفی می‌شوند! با آنکه رییس دفتر بازرسی رهبری هم هستند
خیلی این حرف‌ها را جدی نگیرید!
زنده باد رفاقت
زنده باد ..... (اسم دوستم)

* این مطلب را در اس ام اس ننوشتم!

و او هم که فهمید من اصلاح بشو نیستم! یک دوستت دارم برایم فرستاد و بحث تمام شد!

/ 8 نظر / 5 بازدید
مریم پارسی

نگرانممممممممممممممممممممممممممم

بیداد

درود بر کاوه قهرمان(ببخشید زیادی احساس صمیمیت کردم) مصادره ارزش ها این همان چیزی است که حکومتی ایدوئولوژیک در پی آن است ولی این بار تیرشان بر سنگ خورده اساسی کسی پای به میدان گذارده که همواره دم می زند از ارزش ها و بازگشت به اصول دیگر این پنجره بگشای که من به سطوح آمدم از این شب تنگ

علیرضا

ایران امروز - خرداد 88 پیراهن جوانی که آغشته به خون است آتشی که از کوشه کنار این شهر زبانه کشیده آه حسرتی که بر دل امیدوار ایرانی نشسته حسی سرخوردگی که تمام وجود ما را پر کرده با وجودی لبریز از انزجار به روزمرگی خود مشغولیم

علیرضا

ایران امروز - خرداد 88 پیراهن جوانی که آغشته به خون است آتشی که از کوشه کنار این شهر زبانه کشیده آه حسرتی که بر دل امیدوار ایرانی نشسته حسی سرخوردگی که تمام وجود ما را پر کرده با وجودی لبریز از انزجار به روزمرگی خود مشغولیم

رایان

دوست عزیز، جسارتا حق با دوستتان است! مهم نیست کروبی کیست و چی بود! مهم نیست موسوی خود بنای دیکتاتوری رو در این کشور نهاده و ریشه‌ی حزب و روزنامه‌ها رو سوزونده و الان مشتاقشون شده! مهم اینه که به عنوان سمبل مخالفت در آمده و به عنوان <نه> به رقیب و سیستم درآمده. درست میگن دوستتون، من نه که به موسوی بلکه به معنی‌ای که در قحطی معانی پیدا کرده رای دادم. و نتیجه رو گرفتم. خوشحالم که انقدر ناشیانه آمار رو ساختن و اعلام کردند. خوشحالم که انقدر ناشیانه به دست و پا افتادند. حکمت خدا رو شکر شاید موسوی برنده میشد انقدر مردم به فکر نمیافتادند.

کاوه پارسی

سلام بيداد عزيز! هيچ كس تا به حال مرا قهرمان نخوانده بود! خودم هم نمي‌دانستم قهرمان هستم! [شوخی]

کاوه پارسی

رايان جان سلام! لينكت را هم بگذار من خيلي خوشحالم كه خوشحالي چون خيلي احساس گناه مي‌كردم كه تو را متقاعد كردم كه رأي بدهي! شرمنده بودم!