چرا کوچه مردها (به یاد زنده یاد محمد علی فردین)

چند سال است که می‌خواهم در مطلبی توضیح دهم چرا اسم این وبلاگ را کوچه مردها گذاشتم!

زنده یاد محمد علی فردین، بازیگر سینما و کشتی گیر ایرانی در فروردین 1309 در  خیابان شهباز تهران به دنیا آمد و پس ورود به کشتی قهرمانی به دنیای سینما پای گذاشت، درخشش فردین در سینما به حدی بود که خود صاحب سبکی جدید شد.

اما آنچه در فیلم‌های فردین می‌بینیم بسیار عمیق‌تر از ظاهر آن است. فیلم‌های فردین بیانگر مفهوم والای اخلاق برای اخلاق (به تعبیر بنده) است که در "اخلاق خدایان " اثر دکتر سروش به بیانی تاریخی و فلسفی نگاشته شده است.

هیچ چیز در فیلم‌های فردین یارای مقابله با اخلاق ذاتی و طبیعی بشری را ندارد، شهرت، قدرت، ثروت اندوزی، ترس و حتی عشق، هیچ کدام یارای مقابله با بدیهیات اخلاقیات را ندارند، هیچ یک از این مؤلفه‌ها توجیه‌گر بدی‌ها نمی‌شوند! به هیچ علت دروغ خوب نمی‌شود، دزدی توجیه نمی‌شود! چیزی به عنوان دروغ مصحلت آمیز نداریم، چاقو کش خوب وجود ندارد (بر خلاف بسیاری از فیلم‌های آن موقع و حتی حالا)!

فیلم فردین به سادگی به بیننده القاء می‌کند: "هیچ چیز در این دنیا بهتر از صداقت نیست".

هنگامی که شما کلمه‌ی پایان را در فیلم فردین می‌بینید، احساس می‌کنید باید صداقت داشت، باید مردانه زندگی کرد، در فقر هم می‌توان خوش بود، نباید خیانت کرد، باید راست گفت! و این بر خلاف احساسی است که در پایان شب‌های برره داشتیم،  در پایان آن سریال (شب‌های برره) احساس می‌کردیم که در برره‌ی ایران بدون دروغ و خیانت و رشوه و پاچه‌خواری، کاری از پیش نمی‌رود! و این دور باطل نمایش زشتی‌ها و شیوع بدی‌ها، هنوز ادامه دارد! (فیلم و سریالی نیست که در آن مردی دو زنه نباشد و این امر به یک شوخی تبدیل شده است که نهایتاً هووها با هم دوست می‌شوند.)

آنچه که امروز هشتاد سال پس از تولد و ده سال پس از وفات آن جوانمرد بین جوان‌ها می‌شنویم، نشانگر عمق نفوذ هنرمندی آن هنرمند با اخلاق و توانا است:

"تریپ فردین"

 و این عبارت بیانگر خصایص مردانگی و جوانمردی شده است که گاهی با خطر نیز مواجه است.

"کوچه مردها" نام یکی از فیلم‌های زنده یاد محمد علی فردین است، که من با افتخار برای این وبلاگ برگزیدم!

و این نام را نه به معنای "کوچه‌ی ذکور" که "کوچه‌ی اخلاق و جوانمردی" می‌دانم!

گرچه در این کوچه بی انصافی‌ هم در حق کسی شده باشد، و ناجوانمردی‌ای هم رخ داده باشد، لیکن این نام به من تذکر می‌دهد که این امور باید استثناء باشد و نه روش!

/ 6 نظر / 7 بازدید

تبريك مي‌گويم كه بالاخره و بعد از چند سال موفق شديد اين پست روشنگرانه را (به خصوص پاراگراف يكي مانده به آخر) بنويسيد. سخن گفتن از اخلاق و زندگي اخلاق مدارانه هر چند در بادي امر سهل و آسان به نظر ميرسد اما حقيقتا در وادي عمل سخت و گاهي ممتنع است. مطمئنا درغگويي مذموم و ناپسند است اما آيا هر راستگويي سزا و پسنديده است؟ آيا ماجراي خوش بودن در عين فقر (هنگام تنگدستي در عيش كوش و مستي....) در عالم واقع امكان پذير است يا فقط در عالم شعر و فيلم جذابيت دارد؟ و اين كه وقتي هر آدمي تحت شرايط و موقعيتهاي خاص خود است ( با در نظر گرفتن روحيات و شخصيت او) و مجبور به اتخاذ تصميماتي بر اين اساس شده و نه تنها خودش بلكه بسياري از افراد اجتماع فكر و عمل وي را توجيه ميكنند، چه كسي مصاديق خيانت را تعيين ميكند؟من؟ شما؟ دين و مذهب؟ اجتماع؟ تجربيات تاريخي؟وجدان شخصي يا جمعي؟... اساسا وقتي بيشتر (يا شايد اكثريت قريب به اتفاق) ما در شرايط مشابه رفتارهاي مشابه بروز ميدهيم، عملا به راحتي پنبه اخلاقگرايي و حتي خود اخلاق را ميزنيم. البته خيلي خوب است رسانه هاي جمعي ما به ترويج اخلاق مداري بپردازند اما اين خود مستلزم لوازمي است. زندگي

مجید تفرشی (لندن)

فردین به آقای شانس معروف بود. عمر کشتی او محدود بود. در این راه از او بهتر هم بودند، ولی او تا قهرمانی جهان پیش رفت. در سینما (چه بازیگری، چه کارگردانی و چه تهیه کنندگی) بهتر از او هم بودند ولی هیچ کدام فردین نشدند. دست کم در بازیگری. اسم فردین ضامن فروش و گیشه فیلم بود. بی شیله و پیله و مردمی بود و مردم هم دوستش داشتند.

به تماشای آب هاي سپيد

در پاسخ به خانم و یا آقای بی نام.به اعتقاد من نکته ای که شما بدان اشاره کردید از دو منظر قابل بررسی است. یکی از نگاه جامعه شناسی و روان شناسی جرم و دیگر از منظر نگاه انسان به زندگی. وقتی از منظر روان شناسی جرم بدان نگاه کنیم ساده در می یابیم که ریشه ی بسیاری از جرم ها و جنایت ها در جامعه فقر و شکاف طبقاتی است. و کاهش فقر و شکاف طبقاتی بر عهده ی دولت است در هر کشوری. اما وقتی از منظر اخلاق و شیوه ی نگاه انسان به زندگی به این موضوع بیندیشیم خواهیم دانست که فقر توجیه کننده ی بی اخلاقی نیست. در طول تاریخ و در میان همه ی فرهنگ ها و مذاهب جایی نمی یابیم که انسان را به واسطه ی فقر به بی اخلاقی ترغیب کرده باشند. این جمله را زیاد از گذشتگان و اقوام خودم شنیده ایم که در گذشته خوش تر بودیم حتی وقتی که از ساده ترین امکانات اجتماعی محروم بودند. در داستان های واقعی زیادی شنیده ایم که فلان کس جوانمرد بود در عین تنگدستی. فلان کس از عشقش گذشت به خاطر رفاقت و دیگری. آنچه که این نوشتار بدان اشاره دارد آن است که بر خلاف فیلم های فردین ترغیب مردم به اخلاق در داستان ها و فیلم های امروزی رو به زوال است و تاحدی که دیده می شود

به تماشای آب هاي سپيد

آنچه که این نوشتار بدان اشاره دارد آن است که بر خلاف فیلم های فردین ترغیب مردم به اخلاق در داستان ها و فیلم های امروزی رو به زوال است و تاحدی که دیده می شود جوانمردی گاه شبیه به یک شوخی می شود. ساده می بینیم که شخصیت های مثبت داستان ها به سادگی دروغ می گویند و مانند حاج آقا فتوحی به سادگی به همسر خود خیانت می کنند و بدتر آنکه داستان نیز با آنان همراه است و بیننده را به سمت تایید این موضوع می برد.

كاوه پارسي

سال‌ها قبل مطلبي از دكتر شريعتي در مورد هنر مي‌خواندم، آنچه پس از اين همه سال در ذهن فرسوده‌‌ام دارم چنين است: رسالت هنر آن است كه انسان را به عالمي برگرداند كه از آن عالم به اين عالم خاكي آمده است (روح شريعتي از من راضي باشد با اين نقل قول وحشتناك). شعر حافظ دستور العمل زندگي نيست، اما انسان را به سمتي مي‌برد كه دوست دارد چنان باشد. مهم نيست يك فيلم، يك تابلوي هنري يا يك شعر چقدر واقعي باشد،‌ مهم اثري است كه در روح مي‌گذارد.

از نقد و تذکراتتون ممنون. هرچند فرمایشات آبهای سپید من را قانع نکرد اما اگر واقعا فیلم یا هر اثری کارکرد مورد نظر آقای پارسی را داشته باشد، قابل احترام است. موفق و پیروز باشید