من و سرباز پشت میله‌ها

برای آمدن از خانه به شرکت هر روز از مقابل ستاد مشترک ارتش در چهار راه قصر می‌گذرم!

محلی که قبلا قصر قجر بوده و در زمان رضاشاه به دولت و ارتش واگذار شده است، منطقه‌ای بسیار بزرگ و بی سر و ته که درختانی قدیمی و زیبا دارد!

گاهی فکر می‌کنم، وسط این محوطه بزرگ چقدر ساکت و زیباست و هر روز تا جایی که امکان دارد داخل محوطه را تا دورترین نقطه ممکن وارسی می‌کنم!

روز گذشته که مشغول این کار بودم نگاهم با نگاه سربازی که آنطرف نرد‌ه‌ها اسلحه به دوش ایستاده بود، گره خورد، و بعد لبخند هر دوی ما!

من فکر می‌کردم کاش جای او بودم تا همه‌ی دغدغه‌ام فرار از نگهبانی شب می‌شد و همه‌ی خوشحالی‌ام اینکه در وسط تهران سربازم و می‌توانم همه‌ی قصر قجر را درست مثل شاه قاجار قدم بزنم و هیچ مسئولیتی جز نگهبانی از نرده‌های این باغ بزرگ نداشته باشم!06.gif

و او شاید فکر می‌کرد! کاش جای من بود و با لباس شخصی می‌توانست ادامه‌ی خیابان شریعتی را گز کند و به پارک اندیشه برسد تا کنار حوض وسط پارک نگاه حسرت‌آمیز خود را سیراب کند!06.gif

 

/ 1 نظر / 8 بازدید
سید علیرضا شمس نیا

سلام وبلاگ خوبی دارید من نیز با مطلب نان سنگک 1500تومانی در تهران! در وبلاگ شـمـسـه منتظر پیام و نظرتان هستم .