تولد مریم

دیروز 11/7/88 مصادف بود با تولد مریم (خواهر کوچولوی من) که حالا بزرگ شده، اما هنوز هم کوچولو است برای دل من! و من دوست دارم که اینطور باشد و او اینطور هست چه بخواهد و چه نخواهد!

یازده مهر آن سال (که نمی‌گویم تا سن او فاش نشود)، آخرین ساعات آن شب بارانی و بارانی که دو هفته ادامه داشت!.... انگار دیروز (عین پیرمردها) ولی واقعاً انگار دیروز بود!

و مریم روی پای من و در آغوش من بزرگ شد! خیلی بیشتر از بقیه برای من لوس بود و من هم دوست داشتم این وضع را و هنوز هم!...

دوستت دارم خواهر کوچولی من!

 

/ 10 نظر / 2 بازدید
اسپایدرمرد

تولدش مبارک! هر چند خیلی کم پیدا شده.. بعد اینکه آخرین باری که بارون اومد و دو هفته ادامه داشت سال 1323 بوده :)))))))

خواهر کوچولی!

[گریه] واقعا ممنون که دل خون منو اینجوری شاد کردی! از اونجا که اجداد ما و گذشتگان و معاصرین ما در هر اتفاقی، چه خوب، چه بد، چه معمولی، گریه مان (گیریه مون ) می گیرد و فقط خودمان مفهوم آن گریه را می فهمیم من هم در هنگام خواندن این پست گریه ام گرفت که توان جمله بندی چرایی اون رو ندارم. شاید بهتر از همه می تونم بگم به خاطر همه ی سال های داداش بزرگ، رفیق، حامی بودنت ممنون. خواهر کوچولو - مریم

آب های سپید برای آقا اسی

آقا اسی سلام. درسته من کم پیدا شدم ولی نمردم که! این درسته برادر من!؟ حالا سن من جهنم! اینجوری که شما می گی که کاوه الان از سالمندان باید به روز کنه؟! منظورت اینه که کاوه پیر شده دستاش می لرزه! داری میگی درست نمی تونه بنویسه! این تشویش اذهان عمومی نیست؟! این اقدام علیه امنیت ملی نیست؟! ...

امیر

تولدش مبارک, اصولا بهترین ماه برای به دنیا اومدن ماه مهره و لاغیر. بازم تبریک [لبخند]

سلام ، من شما را نمی شناسم... الان در گوگل نام آقای مهندس برومند را جستجم کردم که به يادداشت شما رسيدم ... ببينيد روی من چقدر تأثير گذاشته اند که نصفه شبی من اينجام [لبخند]...از اين که فهميدم ايشان اصولاروی آدم هاتأثير می گذارند از شما ممنونم [نیشخند]ضمنا من هم می توانم آخرين نفری باشم که قصه انقلاب را تعريف بکند ( البته اگر اين درد معده اجازه بدهد )... وقضيه پارو و بمباران حرف نداشت ، من هم هنوز همينطور می شوم از هر صدايی... خوش به حالتان که می توانيد اينها را بنويسيد و از شرشان خلاص شويد[وحشتناک] تولد خواهرتان مبارک!

كاوه پارسي

براي بي‌نام: خيلي از يافتن پيرمردي مثل شما كه مثل من است خوشحال شدم! باز هم به من سر بزن![نیشخند]

[لبخند]خواهش می کنم ... من اگه مثل شما می تونستم بنویسم که خوب بود! باشه حتما اینجا میام! تا گفتگوی بعدی خدانگهدار... دخترکتون هم با اون محسن گفتنش چه دلبری ای کرده [چشمک]

مرسي آقاي بي نام!

در زبان آلمانی ، برای هر شی ء يکی از اين سه جنسيت در نظر گرفته شده است : مذکر ، مؤنث و ... مهمتر از اينها خنثی [نیشخند] بنابراين همان بی نام خالی برای ناميدن من کافی است... دوست تازه من[مغرور] يک کم از شغلتون برام بگين ... لطفا! يا از هر چی که فکر می کنين برای گام اول يک دوستی لازمه... ممنونم[لبخند] تا گفتمان بعدی [خداحافظ]

مریم پارسی

چقدر من خوشبختم...